سيد محمد كمره اى

358

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

بعد قرار شد روز شنبه ناهار به منزل مرآت رفته ، صدمات محبس را قاضى من البدو الى الختم بيان نمايد . قاضى هم به واسطه اين‌كه جايش بد و خيال نقل‌مكان را داشت و مبلغى مقروض به صاحب‌خانه بود ، مبلغ بيست تومان از مرآت قرض كرده كه در اين دو سه روزه از خانه سابق حركت نمايد . راپورت ويستادهل به شاه بعد مقارن غروب بيرون آمده ، ارداقى رفته ، من هم براى خريد گوشت و ديدن خلخالى بيرون آمده درب چاله حصار آقا ميرزا موسى خان را ديده خيلى اظهار تألم كه روح نظميه ناپاك است و قضيه اين‌كه در اواسط رمضان ويستادهل به شاه راپورت [ داده ] كه مستوفى و خيلى از وزراء داخل كميته مجازات هستند و البته بايد استنطاق شوند و هيئت مستنطقين عدليه بايد عوض شوند . بعد رد شده در بازار گلبندك آقاى اقتدار را ديده اظهار كسالت از چشم نمود . من هم تعارفى و خداحافظى . تا سبزه‌ميدان رفته ، ديدم ميل به بالاتر ندارم مراجعت . عدم اعتياد به غذاهاى ترحيم يك و نيم از شب به خانه رسيده ، عيال حاج على خان همسايه آمده بود و دعوت از طرف شوهرش كه امشب چله صبيه است ، روضه و شام را دعوت از شما و اهل خانه مىنماييم . من به واسطه كسالت و عدم اعتياد به غذاهاى ترحيم عذر خواسته و به واسطه عدم رنجش آن‌ها احمد را گفتم به روضه و شام آن‌ها حاضر شود . و من و بتول و ننه اسماعيل ساعت سه چلو كته و خورشت كه خيلى خوش طبخ و مزه شده بود خورده بعد يك دورى چلو و يك بشقاب خورشت قيمه و بادمجان از خانه حاج على خان هم آورده ، احمد هم بعد آمد . ساعت چهار و نيم از شب خوابيديم . شب هم بدوا ابر و حبس ، بعد بناى وزيدن باد قريب به طوفان هم در هوا تا ساعت شش بود ، هوا را قدرى از حبس خارج نمود . [ امور روزانه ] چهارشنبه بيست و دوم شوال . - صبح بعد از چايى و گردش در باغچه ، ظروف كه به خانه حاج على خان براى چله ديشب برده بودند مىآوردند كه ننه اسماعيل هم بازار براى خريدن ململ پيراهن اسماعيل رفت . من هم بيرون آمده درب دكان